تبلیغات
Night World Vampire - داستان کوتاه

Night World Vampire

برای آنهایی که کتاب می خوانند

جزوه

دو مرد بعد سالها در اتوبوس یکدیگر را دیدند و مشغول صحبت شدند.
یکی گفت:" یادته سال آخر دبستان چه کتکی از بابام خوردم؟ چون تو ریاضی گند زدم...
نمی دونم کدوم نامردی جزوه ریاضی منو دزدید که باعث شد ترک تحصیل کنم. 
اگه دستم یه روزی بهش برسه..."
دیگری هم با خنده گفت:" ولش کن بابا! غصه نخور، گذشته ها گذشته، ولی خودمونیم 
عجب جزوه ای بود!"
....

پی نوشت: داستان همین جا تموم شد ولی فکر کنم خودتون بهتر می دونید بعدش
چی بشه!




طبقه بندی: داستان کوتاه،

[ پنجشنبه 1 مرداد 1394 ] [ 06:46 ب.ظ ] [ Elena ]

[ پیغام() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه